على ربانى گلپايگانى

402

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

صورت آنچه حاصل مىشود عبارت است از مفهومى در مقابل مفهوم ديگر و بعد و مباينت ميان آن‌دو ، همان بعد و مباينت ميان تمام مفاهيم است ( اعم از مفاهيم ثبوتى يا سلبى ) و اگر مقصود ضميمه‌كردن نفى به مفهوم به لحاظ اين است كه مفهومى كه بدست مىآيد حكايت از بطلان وجود مىكند ، لازمه‌اش اين است كه مفهومى كه نفى به آن ضميمه شده است به‌گونه‌اى اعتبار شود كه از وجود حكايت نمايد و درنتيجه بازگشت اين تناقض به تناقض در قضايا است ( زيرا مفهوم حكايت كننده از وجود همان مفاد هل بسيط است ، مانند زيد موجود و ليس زيد بموجود ) و از اين تحليل بدست مىآيد كه مقتضا و مؤداى نظر فلسفى ، اختصاص تناقض به قضايا است ، زيرا تناقضى كه ميان مفردات به نظر مىرسد ، با ناديده گرفتن دو قضيهء موجبه و سالبه ( كه مفاد آنها هل بسيط است ) درمورد آنها تمام نمىگردد « 1 » . از تحليل فوق مىتوان به مراد عبارت محقق طوسى در تجريد الاعتقاد نيز دست يافت و آن اينكه تناقض اگر چه در مفردات هم جارى مىگردد ، لكن به لحاظ بازگشت آنها به مفاد و مضمون قضيه است و گواه بر اين مطلب اين است كه وى در اساس الاقتباس تصريح كرده است كه تناقض هم در مفردات جارى است و هم در قضايا ، چنان‌كه گفته است : « متقابلان به سلب و ايجاب دو نوع بود : مفرد ، مانند فرس و لافرس و مركب ، مانند زيد فرس است و زيد فرس نيست » . « 2 » البته توجيه ديگرى هم براى كلام خواجه در تجريد گفته شده است و آن اينكه مقصود از عقد و قول نقطهء مقابل خارج است ، يعنى تقابل سلب و ايجاب در خارج تحقق ندارد ، زيرا تقابل نوعى نسبت است و نسبت تابع دو طرف خود مىباشد و چون طرف سلب در تقابل تناقض در خارج تحقق ندارد ، نسبت تقابل

--> ( 1 ) همان مدرك ، پاورقى . در نهاية الحكمه نيز اين مطلب را تحليل نموده و يادآور شده‌اند كه مقصود از عبارت خواجه در تجريد هم همين است ، يعنى سلب و ايجاب اولا و بالذات به معنا و مضمون قضيه متوجه مىگردد . ( 2 ) اساس الاقتباس ، ط دانشگاه تهران ، ص 53 .